۱۳۸۷ مرداد ۵, شنبه

ترس هم یه چیزی مثل امیده


خب، بحث درمورد پست قبلی به گیس و گیس کشی و دمپایی پرونی کشیده!!!

 برای پیشگیری از این که کار به بادمجون پرونی، هندونه پرونی، جارو پرونی، قابلمه پرونی و بالاخره طی یک عملیات تروریستی خود طرفو پرونی بکشه، طبق تشخیص مصلحت وبلاگ، همین جا بحثو جمع میکنیم.
 قبل از جمع بندی بسی بسیار سپاسگذارم از همه دوستان سرخوش، خسته و درصدی سرخوش و درصدی خسته که توی بحث شرکت کردند. چه اونایی که خودشون اومدن، چه اونایی که با یه خواهش کوچولو لطف کردن و تشریف آوردن، چه اونایی که تحت تاثیر خودتحویلگیری کاذب کلی ناز کردن تا بالاخره افتخار دادند و یکی دوتا نظرک هم درمورد بحث ما دادند!!!

 بحث متخصصان به این دستاوردها نایل شد:
 الف- سنگینی و ترسی که درست وقتی همه چیز روبه راهه سراغمون میاد میتونه:
 0- اصلا راجع به همه صادق نباشه.
 1- به علت وابستگی زیاد به شادیهامون باشه.
 2- دقیقا جفت همون احساس امید در اوج درماندگی باشه.
 3- برای این باشه که حوصلمون از خوشی سر نره!!!! (اصلا هم خنده دار نیست، واقعا هم میتونه همین باشه!!!)
 4- برای بزرگ و آدم شدن ما باشه.
 5- ناشی از ضعف ما در تسلط بر زندگی باشه.
 6- در واقع همون ترس از آینده باشه که هیچکس نمیتونه پیشبینیش کنه.
 7- کلا برای این باشه که امکان نداره آدمیزاد مشکلی نداشته باشه.
 8- حسرت از دست دادن موقعیتها باشه.
 9- برای این باشه که آرامش معنی و ارزش خودشو حفظ کنه .
 10- اصلا ترس نباشه، فقط یه تمایل به تنهایی گذرا باشه.
 11- دیوانگی محض یا بیماری پارانوئید باشه. (امان از این دوستای آقا و خانوم دکتر ما!!)
 12- برای این باشه که فراز و فرود زندگی را تجربه کنیم. (درواقع زیادی تو اوج موندن میتونه غیرعادی باشه)
 13- ناشی از ضعف ما در ایجاد تعادل باشه.
 14- برادر مرگ باشه!!!!! (دوستان سعی کنید زیادی با ترس دوست نشید، ممکنه داداشش بیاد یقتونو بگیره!!)

15- کلا چیز چرتی باشه که اصلا وجود خارجی نداره!!

 ب- برای کناراومدن با این ترس (دقت کنید تعریف کناراومدن برای هرآدمی میتونه یه چیز باشه. میتونه حل کردن مشکل باشه، میتونه قبول کردنش باشه یا هر تعریف دیگری.):
 1- یادمون باشه اگه الان خوشیم برای اینه که حقمون بوده.
 2- یادمون باشه اگه در آینده مشکلی هم پیش بیاد: هیچ مشکلی بدون راه حل نیست.
 3- کلا بیخیال موضوع شیم!!!

 بعدا نوشت: البته بگم که من همه این نتایجو قبول نکردم ولی همشون یه جاهایی به دردم خورد. امید دارم برای شما هم همینطور باشه.


این همون ترانه قدیمیست که گفتم. خیلی دوست داشتم  فایل صوتیشو بذارم ولی حجمش زیاده و هرجور  zipاندرzip یا rarاندرrar میکنم، کم نمیشه:

 










Heres a little song I wrote
You might want to
sing it note for
note
Don't worry
Be Happy

In every life we
have some trouble
But when you worry
you make it double
Dont worry
Be Happy

Dont worry be happy now

dont worry
Be happy
dont worry be happy

Aint got no place to
lay your head
somebody came and
took your bed
dont worry
be happy

Your landlord say
your rent was late
He might have to Litigate
dont worry
be happy
look at me I'm happy
Don't worry
Be happy
hey i give you my
phone number
when you worried
call me Illmake
you happy
Dont worry
Be happy

Aint got no cash
 
aint got no style
aint got no gal to
make you smile
but dont worry
be happy

Cause when you
worry your face
will frown
And that will bring
everybody down
so dont worry
be happy
Dont worry be happy now

Dont worry
Be happy
Dont worry be happy
Now there is song I wrote
I hope you learned it
note for note
like good little children
dont worry
be happy

Listen to what I say
In your life expect
some trouble
But when you worry
you make it double
dont worry
be happy
be happy now!

dont worry
be happy
dont worry be happy

dont worry
dont worry
dont do it
be happy

put a smile on your face
dont bring everybody
down like that

dont worry
it will soon pass
whatever it is

dont worry
be happy

im not worried
im happy



جسور اما آدم باشیم!

۹ نظر:

دانیال گفت...

نتایج بحث تا حدی رضایت بخش بود.
در رابطه با ترس,بعضیا از نتیجه ی کار نگرانن چون میترسن مورد نقد واقع بشن اما چقدر خوبه که نه ما بترسیم نه ناراحت شیم و از همه مهمتر اینکه بتونیم "عصبانی" نشیم(البته هرکسی بلد نیست عصبانی نشه,چون یه کم سخته.و صد البته با تمرین شدنیه)

Mahdi گفت...

ما حصل( آنچه حاصل شده است) بحث خوب بود در حد قبولی !(حد نمرات سپهر!!)
مثلا اونجایی که میگن خوشی حقمونه ,منطقیه , ولی اونجا که میگه هر مشکلی راه حل داره یه نمه ایراد داره, چون برخی از مشکلات راه حلهای سنگین دارن : مثل صبر در قبال از دست دادن فرصتها , افراد ویا چیز های ارزشمند .... که تصورش وحشت انگیز ناکه!
شایدم راه حل اینه که "زهر چه رنگ تعلق پزیرد آزاد باشیم....." تااز دست دادنشون انقدر ما رو نترسونه.
چه سخت!!!
سخته ولی ممکنه....

mina گفت...

عزیزم حرفات خیلی قشنگ بود.چیزهایی که گفتی رو قبول دارم ومی گم به نظر من ادم توی زندگیش نباید از هیچ کس و هیچ چیزی بترسه حتی از مرگ.و نترسیم از مرگ مرگ پایان کبوتر نیست.

MIChI گفت...

Hamine ke vase didane ma vaght nadary!!khodaroshokr adame ....ziade khoshhal shodam ziad.darsa khobe?ravabet chi?besolho safa pish mire? mioshkel nadarin ke ?

شاه شهر شیفتگان گفت...

یک رای به دانیال و مهدی از طرف من
ترس وقتی ناامید کننده است که راه دیگه ای نباشه ولی همیشه اون بزرگوار هوامونو داره
ولی گاهی این ما هستیم که زود نا امید وخسته میشیم
به قول اونکه هم دوسش دارم وهم نه :سخته ولی ممکنه اگه خودت بخوای میشه

uriel گفت...

اصولا بحثهایی با چنین موضوعاتی به یک جواب واحد نمیرسند. چون هر کس براساس تفکرات و اعتقاداتشه که این موضوع رو میسنجه و جوابی که طرف مقابل میده رو ممکنه اصلا قبول نداشته باشه.
فکر میکنم بهتره گاهی اجازه بدیم ترس نقاطی از زندگیمون رو تحت الشعاع قرار بده تا اینکه با مدام انکار کردنش باعث بشیم در تمام زندگیمون ریشه بدوونه و ما رو فلج کنه.
در جواب دانیال باید بگم ترس، خشم و ناراحتی قسمتهایی از وجود آدمیند. کمی استرس باعث ترشح شدن هورمونهایی در بدن میشه که به ما کمک میکنه در شرایط استرس زا بازدهیمون چند برابر بشه. شجاعت هم با تهور فرق داره، نداشتن هیچ ترسی، تهوره که از عقل به دوره. اما شجاعت یعنی ترس رو کنترل کنیم و اون رو در جهتی به کار ببریم که به نفعمون باشه. در مورد خشم هم فکر میکنم خشمگین شدن در برابر ناملایمات و ناخواسته ها باعث میشه اراده مون برای مقابله خیلی بیشتر بشه. مثلا وقتی به کشور یا خانه شما حمله میکنه، شما خشمگین میشین و این خشم باعث میشه که به مقابله با اون فرد بپردازین و حتی قدرتتون بیشتر بشه. هیچ چیزی بد نیست، اگه به اندازه باشه و درست استفاده بشه.
جناب یویو(!) اگه توی اینترنت سرچ کنن میبینی که تعداد گزینه های پیدا شده برای لامصب بیشتره، خود گوگل هم موقع سرچ لامسب میپرسه منظور شما لامصب بود؟ فکر کنم این نشون بده کدوم املا به نظر درستتر میاد.

nike گفت...

for shayan yoyo:
what made u think that i'm in the diffrent religion(1 ?
2) there is enough specification about every visitor and no need to more information.
3) i hope it's the last time u write ur wrong ideas on this weblog

سرور گفت...

اگر همه سعی می کردند فقط سعی می کردند اینگونه باشند دنیا.....

دانیال گفت...

در جواب uriel باید بگم:
من کاملا باهات موافقم و حتما من در رسوندن منظورم موفق نبودم.
منظوم این بود که سعی کنیم هنگام عصبانیت شتابزده نباشیم.اگه موضوعی مارو ناراحت یا عصبانی کرد اجازه ندیم که خشم یا احساست( البته از نوع غیر اصیل)مارو تو خودش غرق کنه.
قبلا هم گفته بودم ترس یه نعمته مثل فراموشی مثل امید وصد البته مثل خشم!!!!!!
فقط کافیه یادمون باشه که هر نعمت یه کاتالوگ داره و...