از دل ما هم گاهی میتراود چیزی!!
ولی اینارو همینجوری اینجا نوشتم که نوشته باشم! جدی نگیرید! ؛)
جان از جانم گرفتند...!
جایی خوانده بودم:
"جدایی بسی از مرگ بدتر است."
سر تکانیده، گفته بودم با خود:
"مرگ را نمیدانند اینها!"
امروز اما فهمیدم،
من جدایی را نمیدانستم!
امروز جهان میشوم
امروز جهانی میشوم
جهانی در جهانی و...
جهانی در جهانی دیگر
بار چندم است که دلم تنگ میشود تو را؟
بار چندم است که باز نیاموختم، نیاموختم
توبه کنم تو را؟!
بار چندم است که قاب عکس به رو میخوابانم؟
بار چندم است که باز تنهایم از تو ؟!
کسی خواست تیکه بپرونه؟! اگه جرات داری؟!! :d
دست پیش میگیریم که پس نیفتیم!! D:
بعداتر نوشت: هی گفتم یه چیزی کمه ها! نگو جواب کامنت پاک از یادمان رفته!!
خب، شروع میکنیم:
دورگه:
جدای از حرفای uriel که کاملا حق میدم بهش، هرکی ندونه فکر میکنه ما یه وقت خدایی نکرده اون شب به علت زادروز جنابعالی نبود که تحویلت گرفتیم و رسوندیمت؛ وگرنه حقت بود تو همون ترافیک نشات گرفته از کنسرت شجریان پیاده تان مینمودیم!! :d
و هرکی ندونه فکر میکنه همون روز دوتا رمان هدیه نگرفتی!!
و جانم برنامه های رادیویی رو اصولا نمیبینن، میشنون!! :d
uriel:
کامنتای مشتی میذاری، خجالتزده مان میکنی!! :)
بله همون رمانست اگر تابلو نفرمایید!! :d
nike:
welcome dear. i waited for U for several days & I really missed U. my blog told U this sentences, not me!! :b
michi:
اون شب خونتون خیلی خوش گذشت، دل بقیه بسوزه!! ؛)
شاه شهر شیفتگان:
من گفتم با رمان خوندن حال نمیکنم، نگفتم رمان چیز بدیه!! اینا حرفای چندتا نویسنده راجع به رمان:
رمانی که جزء ناشناخته ای از هستی را کشف نکند، غیراخلاقی است. شناخت یگانه اخلاق رمان است.
هر رمان باید بر هستی انسان نور بیشتری بتاباند و زوایای مبهم و ناشناخته آن را روشن سازد.
رمان میتواند انسان را در راه رسیدن به بلوغ و کمال یاری دهد.
به عبارتی خیلیا از رمان چیزایی یاد میگیرن که ما نمیگیریم.
کاربیکارا هم چینیا به جدول میگن!! D:
ان شاا... به آنچه خواستید برسید.
ضمنا اینترنت مخابرات هم چیز خوبیه ها همون شماره ها که با 909 شروع میشه!!
شبا خوب بخوابید!!
آخه من چند شبه خواب ندارم، نمدونم چرا!!
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۱۴ نظر:
موفق باشی عزیزم
....مچ دوستاتونو تو ياهو بگيريد
www.inviz.ir
invisible هاي ياهو را شناسايي كنيد ....
لازم به ذکر است هر آن کس که حرفهای منو جدی بگیره.....(جای خالی را با انواع کلمات مناسب پر نمایید!!!)
هر کی تیکه پروند بگو من حالشو بگیرم.
جدایی!!!!!! مرگ!!!!!!! اینا رو که سیرینگل ننوشته؟؟؟؟؟؟
حیف که گربه رو دم حجله کشتی، وگرنه جا داشت که یه کامنت تیکه دار.............!
کجایییی تو بابا؟
اولندش "کنسرت شجریان" نه و "کنسرت استاد شجریان"
دوومندش راجع به پست قبلیت: من 19تا واحد ورداشتم هنوزم کممه! جات خالی مقدمات دارید دو روز تو هفته یه روزش از 8 صبحه تا 6 بعدظهر! حال میکنی؟!!!
EEEEEEEEEEEEEEEEEEEMAN ALAN NAZAR GOZASHTAM KOJA PARID?
sheida dastam behet mirese ke bezar 4shanbe khonaton haleto migiram!!!!
به به مشکوک شدی
دست پیشم میگیری پس نیفتی خبریه؟ من دوستتم بهم بگو
می دونی چرا شبا خوابت نمی بره؟ نظر یه دکتر خوبو بدون یا به خاطر همین چیزای مشکوکیه که نوشتی یا واسه اینه که آمار کامنتای بلاگمو کم کردی
بوس بوس ( آبدار)
salam
nazarate khosoooosito chek kon. behem javab bede
نبودم. رفته بودم ولایت! برای آماده سازی مقدمات بازگشت. دلم یه طوریشه! حسش همچین ناآشناست.
من دوباره دارم به زور یه داستان صد و خورده ای صفحه ای میخونم. این بار ولی عامل حس فضولی نیست. این بار این کتاب به من تحمیل شده است، تحمیل!! ولی این یکی خدایی خیلی بهتر از قبلیه!! هرچند هرچی باشه داستانه و طولانیه!! زوریه آقا زوری!!
حالا چه داستانی هست؟ پدی زورت کرده؟
ما رو هم که شرمنده کردی
ازت خیلی خهیلی ممنونم سیرینگل , چون با دعات به اون چیزی که میخواستم رسیدم . تو که انقدر دل پاکی داری دعا کن که این یه کار منم درست شه.
بازم ممنون
رمان زایده افکار آدماست که دوست دارن بنویسند , مثه من که هدفم از این بلاگ نویسی فقط خالی کردن خودمه , حالا از شانس خوب یا بد رمان نویس عده ای از این قصه ها خوششون میاد , بعدش به جای عشق به نوشتن به عشق به پول در آوردن میرسند.
ارسال یک نظر