۱۳۸۷ شهریور ۸, جمعه

بیخیالش بابا!!

ذهن آرام یعنی شهامت
اینکه بتوانی
بی ترس با حقیقت و مشکلات راه رو به رو شوی؛
این به معنای استواری نیز هست
اینکه بتوانی
گرفتاریهایی که همه با آن رو به روییم به هیچ بگیری
و حذر کنی از نگرانی مداومی که بسیاری از مردم
به دلایل بی ارزش
بیشتر عمر خود را برای آن تلف میکنند.

اینو تو یه کتاب خوندم. مطمئن نیستم ذهن آرام به معنی شهامت باشه.به هیچ گرفتن مشکلات عادی آیا به این معنیه که داری بی ترس باهاشون مواجه میشی؟ یا به معنی اینه که داری ازشون فرار میکنی؟! یا زدی به رگ بیخیالی که از پسشون بربیای؟ استواری ولی میتونه باشه. مهم نیست چطور استواریتو به دست آوردی مهم اینه که الان محکم و سرپایی. درواقع موافقم که به خیلی دلایل، بیشتر مردم واقعا عمرشونو تلف میکنن ولی این که همیشه همه چیز برات هیچ باشه...! راستش این که همه چیز به این سادگی باشه یه کمی شک برانگیزه!!

برای پرنسس و شاه شهر شیفتگان:
فکر کردم همه معنیشو میدونن دیگه ننوشتم. حالا خودتون معنیشو بگین!

برای پرنسس:
راست میگی دیوارای اتاقمم پر از اینجور پرت و پلاهاست همیشه!! D:

برای سمپا:
منتظر افتخارآفرینیت هستیم! :) :*

برای حسین:
آخه چرا تابستونتو حیف رفتوندی؟!
راستی تو چندتا پست قبل نگفته بودی "تابستونه و بیکاریش"؟! مشکوک میزنی!! :)
زادروزت هم فرخنده!! ؛)

...! D:


آشفته نباشید و خوشدل باشید!!

۱۳۸۷ مرداد ۳۰, چهارشنبه

پرت و پلا

1. کمک...!! مخم داره تحلیل میره، کمک...!!! :(
2. توی چندتا از پیوندای بلاگ بحث حقوق زن و زن و مرد و ... به راهه. تقریبا توی همشون گفتم که نخست از انسانیت صحبت کنیم، بعد اگه مشکلی بود از زن و مرد هم به تفکیک حرف میزنیم. نخست باید آدم بود نه؟!
3.بینش عاری از عمل صرفا خیال پروری است؛
و عمل عاری از بینش صرفا به سطح یک خاطره نزول میکند.
4. اگر تو تا آنجا که میتوانی خود را بالا بکشی،

خدا هم آنقدر پایین می آید تا به تو برسد.
5. عشق حقیقی اصطلاحی متضاد است چون عشق چیزی جز حقیقت نمیتواند باشد و حقیقت خالصترین شکل عشق است.
6. مانند اقیانوس باش،
که تمام جویبارها و رودخانه ها را در خود میپذیرد.
آرامش پرتوان اقیانوس همان میماند که بود؛
ورود جویبارها و رودخانه ها را ابدا بروز نمیدهد.
7. آرامش پرتوان!! ترکیب فوق العاده ایه، دوستش میداریم.
8. به هر دیگی که میجوشد نیاور کاسه ای منشین که هر دیگی که میجوشد، در آن چیز دگر دارد.
9. به من بگو زرنگم
به من بگو باهوشم
به من بگو خوبم
نازنینم
با احساسم
عاقل و فهمیده ام
خلاصه بگو بی نقصم
اما راستش را بگویی ها!
10. میشه بی زحمت یه تصویر نامرئی بکشی برام؟!
11. نپرس کجا میروم
یا چه مدت در دوردست میمانم
نخواه که بیهوده برایت دلیل بتراشم
همیشه به فکر تو خواهم بود، به مانند تابستان گرم
و شاید روزی
که قلبم فصلی دیگر را بجوید
بازگردم.
12. این بالاییا هیچ کدوم قلم من نیست.
13. شماره 1 نه شوخیه و نه ربطی به بقیه شماره ها داره. مثل چوپان دروغگو شدم آخه، هرچی میگم، هرچند جدی، همه فکر میکنن شوخی میکنم!!! D: پر بیراهم نمیگن البته!! :)
14. مخم رفت پی کارش، رفت!! در سوگش بنشینیم، یک دقیقه سکوت کنیم، سوت بزنیم شاید برگشت، هوس فصل دیگه کنه اگه برمیگرده آیا؟!
15. نه جان مدهوش دلخواهی
نه بر مژگان من اشکی
نه بر لبهای من آهی
نه جان بی نصیبم را
پناهی از دل آرامی
نه شام بی فروغم را
نشانی از سحرگاهی
نیابد محفلم گرمی
نه از شمعی، نه از جمعی
ندارد خاطرم آزاد
نه با مهری نه با ماهی!

گهی افتان وخیزان چون غباری در بیابانی
گهی خاموش و حیران چون نگاهی بر نظرگاهی...

یه دوستی ازم اسامی روزهای ماهو خواسته بود. بفرمایید ای دوست:
1. هرمزد
2. بهمن (منش خوب)
3. اردیبهشت (راستی و عدالت)
4. شهریور (قدرت)
5. سپندارمزد (فروتنی)
6. خرداد (برخورداری و موفقیت)
7. امرداد (جاودانگی)
8. دیباذر (آفریدگار)
9. آذر
10. آبان
11. خور (خورشید)
12. ماه
13. تیر
14. گوش (جهان، هستی)
15. دیبمهر (آفریدگار)
16. مهر
17. سروش (فرمانبرداری)
18. رشن (دادگری)
19. فروردین (نیروی پیشرفت)
20. ورهرام (فتح و پیروزی)
21. رام (شادمانی)
22. باد
23. دیبدین (آفریدگار)
24. دین
25. ارد (خوشبختی)
26. اشتاد (راستی)
27. آسمان
28. زامیاد (زمین)
29. مانتره سپند (گفتار پاک)
30. انارم (اندیشه بی پایان)

توضیح نوشت: روزهای یکم، هشتم، پانزدهم و بیست و سوم، روزهای جشن دینی ماهانه است. (مثل جمعه های مسلمونا یا یکشنبه مسیحیا یا شنبه یهودیا)
یکی شدن اسم روز و ماه هم روز جشن است که به تقویم جدید، دقیقا مثل تقویم قدیم نیست چون اون موقع همه ماهها سی روزه بوده. مثلا سپندارمزدگان به جای پنجم اسفند، بیست ونهم بهمنه. فقط مهرگانه که میفته همون شانزدهم مهر



پر توان و آرام باشید!
بازم میگم، آروم بودن نقض شیطون بودن نیست!!

۱۳۸۷ مرداد ۲۲, سه‌شنبه

تا آخرین نفس

پیشتر نوشت: کلی نوشته بودم که برقمون
رفت خونه خالش
!! :/

پیش نوشت: از همین الان بگم، این پست کلی طولانیه
پس اگه حال، حوصله، وقت، کار، ... نداری یا داری، خلاصه یه کاریش بکن!










ماده اصلی پست:



آسایشگاه جزامیان

در سبز رنگ قدیمی باصدای آزار دهنده ای باز میشود.وارد
محیط قرنطینه می شوی.هیکل زشت و غم گرفته ی ساختمان با سکوت رعب آوری که بر محیط
حاکم است آزارت میدهد.


ناگهان از این همه تیرگی و سکوت دلت می گیرد.احساس می
کنی وارد قبرستان متروکه ای شده ای و ارواح سرگردان احاطه ات کرده اند.


به ساختمان که نزدیکتر می شوی حتی صدای پچ پچ ناامید
کننده ای را می شنوی.یک لحظه دلت می خواهد پا به فرار بگذاری و از این همه رنگ
خاکستری غم گرفته فرار کنی.ولی حسی مبهم تورا وامیدارد که گام بعدی را برداری.


در دیگری باز می شود و بلافاصله پشت سرت بسته می شود.
موجی از هوای گرم و ساکن به صورتت میخورد. هیچ نوری نیست. تاریکی مطلق. شقیقه هایت
تندتند میزند. به سختی نفس می کشی. این جا به سان قبری تنگ و تاریک است. از راهرو
های طویل عبور می کنی. تمام درهای کوچک بسته است.


دری نیمه باز توجهت را جلب می کند. آرام به آن نزدیک
میشوی. سعی می کنی آرامش وسکون آنجا را به هم نزنی. وارد اتاق می شوی. یک پنجره ی
گرد کوچک که تنها تامین کننده ی نور داخل است,رخ می نمایاند. نور خورشید با کمرویی
تمام اجازه یافته فقط به قسمتی از اتاق بتابد. جسم تکیده و مچاله شده ای را در نور
ضعیف و بی رمق اتاق مشاهده میکنی. درباره ی زن یا مرد بودن این موجود شک داری.
تمام بدن دستها پاها وصورت او به طرز نفرت انگیزی خورده شده. دیگر نمیتوانی تحمل
کنی. حالت بد می شودمی خواهی پا به فرار بگذاری. ولی...ولی او چه میکند؟ بیشتر دقت
میکنی. یکی از چشم هایش هنوز سالم است و حالت طبیعی اش را حفظ کرده. تنها جایی از
بدنش است که از حمله ی جزام در امان مانده. زن مشغول سرمه کشیدن به آن چشم است...


وقتی بیرون میایی تنها به یک چیز فکر میکنی:میان آن همه
مرگ و نیستی,سکوت وتباهی,زشتی و تلخی,باز هست انسانی که به آینده چشم دوخته و آن
را زیبا می بیند و این یعنی : "امید"










خوشمان آمد! در کل طول تاریخ بلاگ
گردی و بعدتر بلاگ نویسی، همچین بحثی ندیده بودم
!



راستش من و
uriel چندوقت پیش بحثی تقریبا مشابه داشتیم که توش به
نتایج خوبی هم رسیدیم که همون چیزاییه که گفته
. یعنی حرفامون در این مورد یکیه، البته غیر از دوتا کامنت اولش و جدای حرفای بیولوژیکیش
چون من مهندسم نباشم، دکتر اصلا و ابدا نیستم
!! :)



ولی از اونجایی که نمیشه حرف نزد: D:



اعتماد به نفس و بیخیالی مردها بیشتر از خانوماست و این
باعث میشه جسارت مردها بیشتر بشه که این خیلی جاها به نفع آقایون و البته خانوما
تموم میشه. کارایی که برای انجامشون نیاز به جسارت بیشری هست، معمولا به مردها
واگذارده میشه
.


غرور زنها بیشتر از مردهاست. درواقع غرور چیزیه که زنها
برای حراست از خودشون و ارزشهاشون بهش متوسل میشن. چون کلا خانوما بیشتر از آقایون
مایلند ارزشهاشون حفظ بشه. و همه اینا هم خیلی جاها به نفع خانوما و البته آقایون
تموم میشه. درواقع وقتی جسارت و بیخیالی مردها دیگه زیادی داره زیاد میشه، این
زنهان که از بروز اشتباه جلوگیری میکنن
.


همینجوری میشه که آدما رفتارهای همدیگرو تکمیل میکنن.


همیشه نشناختن و یا اشتباه و ناقص شناختن ویژگیهای جنس
مخالف آزاردهنده بوده. درواقع سالهاست که دخترا از خودتحویلگیری زیاد پسرا و پسرا
از سردی و غرور زیاد دخترا شکایت میکنن؛ و بازهم سالهاست که همه با هم کنار اومدن
. یعنی بالاخره همه
یه جوری راهشو پیدا کردن! ؛
)


ویژگیهایی که گفتم و گفتید، کاملا طبیعی و حقیقت محضه.
نیازی به اثبات یا انکارشون نیست. البته این که میگیم اینا طبیعیه دلیل نمیشه
کنترلشون رو از دست بدیم و تا دلمون میخواد پیش بریم و بگیم خب طبیعیه دیگه، من
مردم یا من زنم
!!


مطمئنا ویژگیهای شخصی تک تک ما دقیقا با اینا که گفتیم و
هزارجور حرف دیگه که راجع به مردها و زنها گفته میشه منطبق نیست. هر ویژگی توی ما
کمرنگتر یا پررنگتره. این دلیلی بر نفی این کلیات نیست. اینا کلیاته، اکثر
ویژگیهایی که توی اکثر آدما دیده میشه
.

 
 
سپاس نوشت: از nike خوبم سپاسگزارم که این بحثو راه
انداخت. خیلی خوب از موضوع استفاده کرد و وارد وادی خیلی مفیدتر و نوتری شد
.



بعدا نوشت: دیروز رفتم سینما "همیشه پای یک زن در
میان است". با پیش زمینه ای که از این بحث داشتم، فیلمه چسبید
!

 
 
این عکسام که همه میدونن یعنی چه!











حالا پاسخ کامنتای خارج از بحث:

برای!!!!:
1. قبلیه که میدونی، از قصد بود ولی این یکی کامنتت اشتباهی
پاک شد به خدا
!!
2. گلم میدونم که خوب میدونی که اینجا یه کمی مسالمت
آمیزتر باشی خیلی بهتره
! :*


for nike:


we both know that you are a pretty kind friend! :D


& congralation, you've known the answer. :D :*



برای سینا:

بارک ا... بابا جان، بارک ا...!!

 

برای حسین:


بسیار پرفسور میباشید جناب! :))


اصلا مگه تو غیرت نداری؟! D:



برای بهروز:
آقایون مرد بودنشونو میتونن با راههای خیلی بهتری ثابت
کنن. درواقع هیچوقت ندیدم یه دختر بگه طرف خیلی مرده چون خیلی مغروره
!

برای سمپا:

1. میدونم که اسمت یه اسم رزمیه ولی معنیشو نمیدونم،
میخوام بدونم
!!


(آقایون دقت کردید که اسم این بانوی بزرگوار یک اسم
رزمیست، حالا کی جرات داره بگه بالا چشم خانوما ابروست؟
! D: )


2. و سمپای عزیزم، من که میدونم تو چه فمنیستی هستی....!! :*



برای
mina:
1. بابت همون یه چیزایی که نفهمیدم چین، خواهش میکنم!! ؛)
2. از داشتن رفیقی مثل تو بسیار خرسندم!!

برای
mahdi:
1. یه کلاس املای خوب برات سراغ دارم!
2. این کلمه شرم آور سبزیجات مانند چیه که نوشتی؟!! خیلی
بد بود
!! >:(
3. ارزشهای همه آدما چه گلابی، چه هرچیز دیگری صرف مخلوق
خدا بودنشون محترمه
.

برای پرنسس:


گوربان الوم سنه، دوزملی بیلمدیم نه ددین!! :*

برای دانیال:


1. از حضور بسیار فعالانه جنابعالی تقدیر مینماییم.
2. تا دم مرگم نمیتونی خودتو یا یه آدم دیگه رو
بشناسی. پس هیچکدومو به بعد از اون یکی موکول نکن
.


3. از کجا اینقدر مطمئن بودی که uriel دختره؟!! :)


4. اگه دوست داری میتونی با mahdi بری همون کلاسه!!


5. من بعد از کلی فکر کردن منظور nike فهمیدم!!


برای دانیال، بهروز، شاه شهر شیفتگان، shayan YOYO, mahdi:

همه با هم غیب میشین، همه با هم ظاهر میشین!! چه جوریاست؟!










خوب خوب خوب خوب باشید!

۱۳۸۷ مرداد ۱۶, چهارشنبه

قدرت و غرور، غرور و ضعف => قدرت و ضعف! (آیا؟!)

آیا غرور زیاد باعث قدرت بیشتر میشه
یا قدرت زیاد باعث غرور بیشتر؟

آیا کسی که میخواد ضعفشو بپوشونه سعی میکنه زیادی قدرت
نمایی کنه؟

آیا ترس از چیزی باعث میشه یه آدم خودشو خیلی قوی نشون
بده یا سعی کنه خیلی خیلی قوی باشه؟

آیا کسی که به اشتباه بهش تلقین شده که ضعیفه، برای
انکار این گاهی زیادی خط و نشون میکشه؟

آیا کسی که زیادی مغروره میتونه بپذیره که گاهی بعضی
چیزا باب میلش نباشه؟ یا اینو یه شکست میدونه و شکستش باعث میشه محو و نابود بشه؟
آیا غرور این فرد اونو خورد میکنه؟

آیا کسی که سعی میکنه درجریان دنیا و درعین حال بیخیالش
باشه، تجربه خاصی تو گذشتش داشته؟ تجربه ای که بهش گوشزد کرده بیخیال دنیا باشه
ولی به هر حال باید تو دنیا باشه
!
آیا میشه توی عمر کوتاه چیزایی رو درک کرد که کمتر
بزرگتری باور کنه چنین چیزایی رو هم میشه درک کرد، یا کمتر بزرگتری ارزششونو
بفهمه؟

آیا غرور زیاد میتونه باعث بشه فرد انگیزه یا نقشه خاصی
برای زندگیش نداشته باشه؟

آیا چقدر نوشتم!!
آیا اینجا کجاست، من کیم؟
آیا میدانید؟
آیا چه خبره؟!
آیا من دیوانیده ام؟!
آیا کلا از اول دیوانه بودم؟!
آیا اصلا کی میگه من دیوانه ام؟
آیا شما بیکار تشریف دارید نشستید این همه رو خوندید؟
آیا البته سپاسگزارم که خوندید و الان هم میخواید کامنت
بذارید
!!
آیا حال کردید چه بچه خوبیم!!
آیا چقدر احتمال داره که چند نفر باهم اینارو بخونن که
من جمع خطاب میکنم؟
! :)
آیا بسه دیگه داره میشه کتابی از علی اکبر دهخدا!! (این
سوال مسابقست، اسم کتابو بگید، جایزه بگیرید
!!)



















 





 

و
صدالبته پاسخ کامنت
:)

برای بهناز:
سپاسگزارم از همدردیت!

برای حنان:
منم نمیفهمم چی چی میگه و حتی نمیدونم چه زبونیه ولی با
شنیدنش رسوبات گوشم تمیز میشه
!
و منم از همون تیکه شعره خوشم میاد.
یک حقیقت محض رو نشون میده!

دروغای شاعرانه خیلی زیاده تو این دوره و زمونه!
(کسی استعداد شاعری منو تحسین کرد؟!) ؛)

برای
uriel:


من درکمال خرسندی پروردگار را سپاس میگویم برای
این که مرا یاری فرمود تا خنده بر لب تو دوست عزیزم بنشانم؛ هرچند خیلی درد داشت!!
و البته در کمال آرامش میگویم
:

تو خجالت نمیکشی به لپ من
میخندی؟ ناسیوفاشیسم! مخل امنیت اجتماعی!! نوشابه بدون قند!!! لیمو نه ترش و نه
شیرین!!!! صف پمب بنزین
!!!!! ...!!!!!!
 



 
برای حسین:

 


اصلا این کارو نکنیا!! البته اگه باعث میشن بقیه دندونات
برن رو سر و کول هم حداقل یکی از بالا و یکی از پایین بکش؛ بعد به ما خبر بده تا
به قیافت بخندیم
!! D:

 
برای
m&m :


آهنگ بلاگو شاید از اینجا بتونی برداری!
راستی چرا خصوصی؟!!! (اینو با لهجه گفتم!!) ؛)


 


 





 


سربلند و عزیز باشید!

۱۳۸۷ مرداد ۱۱, جمعه

زندگی حبابی!! :)

این بازم متن یه ترانست. خودمم نمدونم چرا این روزا اینقدر گیر دادم به متن ترانه ها!! D: شاید یه سریا این ترانه رو شنیده باشین. به هر حال بسیار باحال میباشد و بسیار دوستش میداریم

شب تو زلفت اسیره
ماه پیش تو حقیره
امشبو اینجا بمون،
واسه رفتن خیلی دیره!!
صدای تو ترانست،
چشات پر از ستارست،
به به خودم حال کردم،
دروغام چه شاعرانست!!
زندگیمون از یه جنسه!
مثل حباب روی آب!
پر از خالی، پر از هیچ،
گنگ و مبهم چون سراب!
زنده بودن یعنی این،
سیستم بستن رو ماشین
آخر هفته کجایی؟!
شمشک بریم یا دیزین؟
پارتی کردن شب و روز،
روز و شب روی مرسیم
ددی هواتو داره،
به هرچی بخوای میرسی!
راز اکسیر جوونی،
با ساکشن، با لیفتینگ
زیبایی فقط همینه
جراحی پلاستیک
مردونگی به اینه،
هیکل و بادی بیلدینگ،
مگه آدم مرد میشه،
بدون رینگ و لاستیک؟
فقط با پول و قیافه،
کارت درست نمیشه،
یه کمیشم به لهجست،
اینجوری خارجی میشه!
اینجا و اونجات مصنوعی،
چشات به رنگ لنزه!
مقصد چه فرقی داره وقتی،
طرف سوار بنزه؟!!
خرید و فروش حواله،
سواد؟ لازم نداره!!
بهترین شغل دنیا،
داشتن ددی پولداره!!
تابستونا مارماریس،
زمستونا لب پیست
زندگی بقیه؟!!!!!
اصلا برام مهم نیست!!
از صبح به فکر اینم
که شب کجا برنامست!
پاتوق من نزدیکه،
مدرسه دخترانست!!
راز اکسیر جوونی،
با ساکشن، با لیفتینگ
زیبایی فقط همینه
جراحی پلاستیک
مردونگی به اینه،
هیکل و بادی بیلدینگ،
مگه آدم مرد میشه،
بدون رینگ و لاستیک؟


و یه عالمه پاسخ کامنت:

برای دانیال:
چرخ برهم زنم ارغیر مرادم گردد
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
به عبارتی: عصبانیت نشئت گرفته از اراده و قدرت برای مقابله با نامطلوب، نه تنها نیازی به تمرین برای ترکش نداره بلکه بهتره تقویت هم بشه!!

برای mahdi:
بله به راه چهارم خوبی اشاره کردی که از قلم افتاده بود.
راه حلهای سنگین هم بالاخره راه حلند دیگه! اصولا ما عمدتا به چیزایی میگیم مشکل که راه حلش همچین ساده هم نباشه!

برای mina:
فکر می کنم ترس از مرگ و البته خیلی چیزای دیگه بیشتر به خاطر شناخته نشده بودن اونا برای ماست. بیشتر برای این از خیلی چیزا میترسیم که هرچی فکر میکنیم سر از کارشون در نمیاریم. و البته راجع به مرگ، شاید نگرانیمون بابت چیز دیگری هم باشه؛ نگرانی از صبری که عزیزانمون باید در غم از دست دادن گلی مثل ما پیشه کنند!!!!!!! D:

برای دورگه:
باشه جناب متخصص رایانه، یادم باشه این بار که خواستم ببینمت، یه خروار فایل صوتی بیارم که زحمتشو بکشی!! ؛)

برای michi:
جان دلم من همیشه برای دیدن شما آماده می باشم (!) تویی که همش میری سفر!! :)

برای nike:
the name that you choose is absolutely perfect. it shows that you are always the winner, in any situation
and about the girl, maybe it is because somebody who could do this whith her heart, couldn't be a normal girl!! !! :*

برای shayan YOYO:
قدم همه همیشه روی چشم ما!! آما...:
کی؟! چه حرفی در بیاره؟!! برای چی؟!!!
اینجا جای بی جنبه بازی، مسخره بازی و حرفهای... نیست. حرفهایی که اینجا گفته میشه، در عین بی ریایی و راحتی، از محدوده ادب و احترام به چهارچوب دیگران خارج نبوده، نیست و نخواهد بود. محدوده ای که در حال حاضر تو یه نمور ازش خارجی! بهتره حواستو بیشتر جمع کنی!!
با این که به راحتی میتونی معنی حرفهای nike رو بفهمی، من هم یه بار دیگه برات ترجمه میکنم تا یه وقت چیزی رو اشتباه نفهمی:
یک) چی باعث شده که فکر کنی من اقلیت مذهبیم؟
دو) اینجا اطلاعات کافی راجع به همه بازدیدکننده ها وجود داره، نیازی به اطلاعات دیگه نیست!
سه) امیدوارم این بار آخری باشه که نظرات نادرستت رو اینجا مینویسی!
ضمنا مغز نظرهایی که دادی پرباره، سپاسگزارم.

آی و وای نوشت: یکی نیست بگه بیکاری میری دوتا دندون عقل یه جا جراحی میکنی؟! معلومه لپت شکل گلابی میشه! بعد مجبوری با همین قیافه بری مهمونی، وامصیبتا!!

زندگیتون حبابی نباشه!