۱۳۸۸ فروردین ۶, پنجشنبه

سالهای پیش رو

چند روز پیش یکی از عزیزترین دوستام بهم گفت:"نوروز قبل گفته بودی هیچ امیدی به سال جدید نداری ولی پارسال سال خوبی برات بود. امسال چی؟"

من اصلا یادم نمیومد که همچین حرفی زدم ولی یه کم که فکر کردم، وضعیت روحیم توی اون مقطع زمانی رو به یاد آوردم.

نوروز قبل امید چندانی به سال جدید نداشتم ولی سال بدی نبود برام سال1387. حتی سال خیلی خوبی هم بود.

امسال اما اصلا چنین حسی ندارم. با این که خیلی درگیرم با وارد شدن جدی و حتمیم به دنیای آدم بزرگا و پیچیدگیهای فراوونش. با این که کوه مشکلاتم امسال بزگتره. با این که میدونم امسال خیلی بیشتر سخت خواهد بود کارهایی که باید انجام بدم ولی امیدم به سال جدید عجیب زیاده.

باید اعتراف کنم نه فقط به امسال، که به چند سال آینده بسیار امیدوارم.

قبلا هم گفتم، حاضر نیستم حتی اگه تواناییشو داشته باشم، زمانو سریعتر جلو ببرم، از یک سری مراحل زندگی بپرم. یعنی دوست ندارم زود بگذرونم روزگارمو تا به جایی برسم ولی این چند سالو دوست دارم انقدر خوب بگذره، با همه مشکلات ریز و درشتی که داره، دوست دارم انقدر همه چیز مرتب پیش بره(با سعی البته)، انقدر خوب بگذره که زود بگذره!

اولین باره تو زندگیم چند سال بعدو میبینم و نمیترسم. شاید چون به چیزایی غیر از چیزایی که قبلا توجه میکردم چشم دوختم.

هیچوقت حتی فکرشم نمیکردم اینطوری بشه ولی شده دیگه. پشیمون نیستم، قشنگه هرچند ترس داره. حتی نترسیدن هم ترس داره. شاید ناشی از زیادی منضبط بودن خودمه راجع به خودم. نمیدونم.


زندگیت خوب بگذره که زود بگذره ولی زود نگذره!

فکر کنم خودتون فهمیده باشین چی گفتم!!؛)


دانیال

قشنگ بود:)

uriel:

thanks darling:)

حسین:

تو "یثم" رو فهمیده بودی، جهت تشویق استعدادت جوابتو اینجوری میدم ایندفه:

u[f  [vfli [hgfd!

phgh ]vh?

پرنسس:

میسی:)

ساحره:

علیک سلام. میسی:)

nike:

thanks darling :)

۶ نظر:

حسین گفت...

تکمله: البته امسال خیلی بهار خوبی نداشت. یعنی نوروزش خیلی خنثی و بی بخار بود. اما فکر کنم با اینکه خیلی سخت، و خیلی پرحادثه و مهمه، دوستش دارم. می‌خوامش. سالهای آتی رو هم امیدوارم دوست داشته باشم. یعنی اگرچه به خاطر دور بودن نظر درباره‌ش خیلی احتمالی میشه، اما امید ریاضی دوست داشتنش خیلی بالاست. خدا کنه که اینجوری باشه. برای همه.معلومه که نترسیدن ترس داره!

ساحره گفت...

چه ارزوی خوجگلی برا بقیه کردی
منم باهات موافقم!

uriel گفت...

من هی صفحه رو باز میکنم یک کامنت مناسب بذارم، هی حرفی که میخوام بزنم رو نمیتونم بنویسم.
سعی میکنم حرفامو جمع و جور کنم، بیام بگمشون.
فقط الان اینکه:
میگذره و اینقدر خوب میگذره که زود میگذره!!
مطمئنم:)

ساحره گفت...

حرفت خيلي خوشگل بود ولي خوب
انقد سعي كردم دروغامم جدي بگم ك همه باور كنن روم تاثير بد گذاشته [سوت]
نه شوخي كردم :دي
انقد بهم گفتن مسخره بازي در نيار اين شكلي شدم!
:دي خودت ك منو ميشناسي جوكرا رو هم درس ميدم! [clown]

دانیال گفت...

تبریک میگم!
قالب نو مبارک
خوشحالم که عوضش کردی!
این قشنگتره!

uriel گفت...

قالب نو مبارک بانو!!
اون عکس اون گوشه رو هم اگه عوض کنی، دیگه من کلی ذوقمند میشم!!
در ارتباط با پست:
اینا همش نشونه تغییره، تغییر توی زاویه نگاهت، توی هدفی که بهش چشم دوختی و امیدی که به خودت و اون آیندهه داری.
حس خوبیه و تجربه خیلی بهتری، لذت ببر ازش دوستم حسابی!!
(بازم اون چیزی نشد که میخواستم بگم، ولی خب....)