۱۳۸۸ تیر ۲, سه‌شنبه

نشاط زور زورکی

خیلی نوشته بودم، خیلی!!!

نوشته بودم که چیه که آزارم میده.

نوشته بودم که از چی میترسم.

نوشته بودم که دوستانم چه طورن و من چه حسی دارم.

نوشته بودم که اعتماد نمیشه کرد، نمیشه، نباید!

نوشته بودم که خدا رو شاکرم که عادله و اگه زور من و تو نرسه، زور اون میرسه دست کم.

نمیدونم، شاید به نفعم شد که پرید، شاید جونم در خطر بود اگه ثبت میشد!




پاسخ کامنتای پست قبل و بعضی از این پستیا:


حسین:
از عوام شاید بتونم قبول کنم به سختی ولی از قشر تحصیل کرده ابدا!!

من امتحانام کنسل نشد، فقط 2تاش قبل از انتخابات و یکیشم در اثر شلوغ بازی به تعویق افتاد. 13م تمومه. زبون درازی!!
موفق باشی مهندس

:)

آویشن:
راست میگی. درست میگی. خرج داره. همین که مردم مایه نمیذارن از مخشون ولی در عین حال خیلیم ادعاشون میشه وضعیتو بدتر میکنه.

دانیال:
یادت میاد کی این کامنتو گذاشتی؟ D: :p

ساحره:
نظر تو چیه؟

دورگه:
میشناسمت، میدانمت!!
توروخدا مواظب خودت باش!! :(

طعم زندگی:
توی ما خیلی چیزا نابود شده. من خیلی کم میتونم غیر مستقیم حرف بزنم.

پدیده:
میدونم. ولی نمیدونم چه میتونم بکنم برات!!


فقط دلم میخواد تموم شه، بسه دیگه!!



حدیث:
غصه نمیخورم به هیچ وجه. اما سرخوردگی، ترس و خشم لحظه به لحظه رو تا عمق وجودم حس میکنم.

فقط میتونم خدارو شاکر باشم!!




جای جمله یا به قول حسین دعا، این شعرو مینویسم این دفعه:



به صلیب نشسته ام


تو دیر پا گرفتی در سرخوردگی ایمانم


و من از نسلی پشیمانم

و بوی کهنگی است که مشام نسلی را میازارد

که از تازه ها تازه تر میجویند

و من پیش از تقویم
اعتماد شانه هایت را به قضاوت نشسته ام

آه دیرست. . .

نه!


۶ نظر:

طعم زندگی گفت...

جون خیلی های دیگه هم در خطره خانم شاید
اما جانب داری و حرف زدن در هاله هم از توانایی های من یا تو باشه شاید
یا شایدم شجعاتی را که در ما نابودش کردن هنوز بیدار نشده شاید
شاید

elnaz گفت...

جديدترين خبرها فقط و فقط در اين سايت
http://danestani4u.blogfa.com

پدیده گفت...

...خدا...؟!
خسته ام شیدا، خیلی خسته ام....

حديث گفت...

اين قضيه پريدن همه گير شده؟
يا سندرمي چيزيه؟
عزيزم غصه نخور آدما فراموشكارن. همه چي زود يادت ميره!

دانیال گفت...

swastika89.blogfa.com
نمیدنم تا کی بنویسم
شاید آولیش آخریش باشه
شایدم ادامه بدم
شاید عنوانش عوض شه
شایدم...

پرنسس گفت...

ما که اینجا با این امتحانای زور زورکی سکوت مسخره گیر افتادیم
خسته ام خیلی خسته. دانشگاه ما هم که هیچی گرد مردگی توش پاشیدن. هیچکی هیچی نمی گه و اگه حرفی بزنی همون جا...
خودت خوبی؟