۱۳۸۸ فروردین ۲۸, جمعه

به کدوم بهونه؟

برای هزاااار بهانه مینویسیم!!

برای رفع گرفتگی دلمون،

برای افشوندن شادیهامون،

برای کمک گرفتن از حرفای آدمای دیگه،

برای کمک کردن به آدمای دیگه،

برای نشون دادن وجود داشتنمون،

برای گرم کردن سرمون،

برای خالی کردن دلمون،

برای پر کردن وقتمون،

برای فهموندن چیزی به کسی،

برای گفتن چیزی به کسی،

برای خواستن چیزی از کسی،

برای هزار و هزار بهانه مینویسیم

من اما گاهی اصلا نمیدونم برای چی دارم مینویسم

فقط مینویسم!!

برای آدمای دیگه معنی داشته باشه حرفام یا نه،به دلشون بشینه یا نه،من فقط مینویسم!!


هم اکنون دچار یک حوصله سررفتگی مقطعی میباشم، جدی نگیرید!! :)

دلتنگ یا دل مشوش نباشید هرگز!


۱۳۸۸ فروردین ۱۳, پنجشنبه

دورها آواییست...!!

من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هشیار است
نکند اندوهی، سر رسد از پس کوه!
چه کسی پشت درختان است؟
هیچ، میچرد گاوی در کرد
ظهر تابستان است
سایه ها میدانند که چه تابستانیست
...
در دل من چیزیست
مثل یک بیشه نور،
مثل خواب دم صبح
و چنان بیتابم
که دلم میخواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه
دورها آواییست،

که مرا میخواند

این دقیقا با پست قبلی در ارتباطه ؛)

من دعا لازمم کمی!:)


حسین:

استعدادات باید شکفته بشه دیگه بالاخره. من در این راه کمکت میکنمD:

اتفاقا منم خیلی وقتا احساس پرت بودن میکنم. آخجون پس تهنا نیستم!!

منم امیدوارم سالهای پیش رو خوب خوب باشه:)


دورگه:

راجع به امتحان موافقم!D:

منم قبلا ها به فکرام راجع به آینده اهمیت نمیدادم ولی مدتیه میدم.


دانیال:

تا الان دوتا سال هست که هیچ یادم نمیره:

84 و 87 :)

دیدم تو میترسی از قالبه، عوضیدمشD:

عکسه ربطی به اون نداره که!! شاید پسره انقده تخته تو سرش خورد شده، گذاشته رفته!!؛)


ساحره:

:)

نمیدونم راجع به بیان درست منظور خیلیم موفق محسوب نمیشم!!


uriel:

آره بهترینش اینه که الان ازش لذت ببرم حسابی. واقعا هم لذت بخشه:)

هرچی باشه از ترس بهترهو هرچند خیلیم راحت نیست دوری از ترس!!


لذت ببرید از همه چیز حتی از نگرانیاتون!! :)