صبح:
0. تحصن دسته جمعی سمپادیها در اعتراض به انحلال سمپاد: 1شنبه 11بهمن ساعت 10 صبح روبروی ساختمان آموزش و پرورش کل تهران، خ وصال شیرازی. خ ایتالیا. خ سرپرست. جنب دبیرستان فرزانگان تهران
فقط با سمپاده که تونستم معنای واقعی هویتو درک کنم. اگه نداشتمش احتمالا هیچ نمیفهمیدم آدما میتونن هویتی داشته باشن یا اصلا مهمه که چیزی خاص خودشون داشته باشن.
هویتم رو میخوان ازم بگیرن!!!!
قبلا هم سعی کرده بودن ولی پیروز نشده بودند. امیدوارم ایندفه هم نتونن.
فرق افتادن و مشروط شدن را بنویسید.
2. موضوع انشا:
فرق امید و انتظار را بنویسید.
3. الان فقط دوتا چیز از خدا میخوام، فقط دوتا!!
چیزای پس زمینه هم که همیشه هست.
4. موضوع انشا:
فرق آدم خوبه و آدم بده را بنویسید.
5. موضوع انشا:
فرق دیوانه و احمق را بنویسید.
6. اگه هم امید داشته باشی و لبخند به لب، هم دلگیری داشته باشی و اخم به ابرو، چه میکنی؟
ینی اگه ندونی چی شد، چرا شد، چطور شد، اصلا واسه چی شد؟
اگه ندونی چی میشه؟ چطوری میشه؟ اصلا واسه چی میشه؟
ندونی اصلا شد؟
ندونی اصلا میشه؟
ندونی چی بهتره
گاهی یه چیزو بخوای که الا و بلا بهتر باشه
اونوقت چیکار میکنی؟
7. چرا اینقذه پرحرف شدم من تازگیا!! D:
شب:
0. پیامک اومد که تحصن قطعا به ضرر سازمان و مدرسه است!!!جلوگیری کنید!!!
1. فرق افتادن و مشروط شدن هنوزم سواله!
2. فرق امید و انتظار نیز.
3. هنوزم همون دوتا رو میخوام ولی امیدم به هردوشون کمتر شده.
نمیدونم کلا امکانش از بین رفت یا فقط به تعویق افتاد.
از سر من گذشته هردو تقریبا دیگه کاری نمیتونم بکنم. فقط باید منتظر باشم و امیدوار!! (رجوع شود به شماره قبل)
4. آدم خوبه و آدم بده؟
هنوزم پر از ابهاناتی که خسته ام از دستشون!!
5. دیوانه بودنو دوست دارم ولی احمق بودنو نه.
فرق دیوانه و احمق؟!
این یه چیز سلیقه ایه؟ ینی برای هرکسی فرق بینشون فرق میکنه؟!
6. و حالا اگه نه لبخند به لب و نه خم به ابرو باشه چی؟
ینی ایندفه اگه هیچکدومو نداشته باشی.
ندونی کدومو باید داشته باشی.
هرسمتی که متمایل میشی دوستت نیاد، توخلا کامل باشی چی؟
7. اینجوریم حال میده ها!!!
اصلا نمیفهمی از کجا اومدی، الان کجایی، به کجا خواهی رفت.
فقط دلت میخواد از یه جاهایی اومده باشی، الان یه جاهایی باشی و به یه جاهایی بری. ;)
بعدا نوشت:
ازون دوتا یکیرو گویا از منظری خراب کردم، از منظری درست.
یکی هم گویا خرابه. خدا به داد برسه.
۳ نظر:
من که همون موقع دارم امتحان میدم و نمیتونم بیام... :(
امیدوارم که ایندفعه هم پیروز نشن، یعنی هیچوقت پیروز نشن
واقعا بخش بزرگی از هویت ما مربوط به سمپاده. نه چون که مال استعدادهای درخشان ود و ما هم استعداد درخشانیم مثلا، نه چون معلمهاش و امکاناتش خیلی فرق میکردند که نمیکردند؛ فقط چون سمپاد بود. توش یک سبک زندی رو یاد میگرفتیم. سمپادی بودن رو
یعنی منم باید قبول کنم که با بقیه فرق دارم چون تو سمپاد رشد کردم!شاید من هر جای دیگه ای که بودم همین می شدم که هستم و حتی بهتر از این .اما سمپاد جایی بود که آدم از جنس من زیاد توش بود جایی که مجبور نبودی همه چیز رو توضیح بدی همه درکت می کردن .من الان فقط باید ساعت ها حرف بزنم تا ی نفر منظورم رو بفهمه. شایدم نباید می رفنم اونجا اون وقت الان می تونسم منظورم رو راحت تر به بقیه برسوندم!!!
ارسال یک نظر